لیلی نام تمام دختران زمین...

من خوشبختم...و شاید برای دلم مینویسم....

 

صدایم بدجور با بغض تو مانوس شده...

میگویند حساسیت است...الودگی هوا و ...

اری...من به نبود تو حساسیت دارم...هوای تو بدجور الوده است!

تنها بالش پر از احساسم همراز صدایم میشود...

با اینکه هرشب هم بستر اشکهایم میشود...

صدای شکستن بغضم را هم در خود فرو میبرد!


برچسب‌ها: برای انکه هرگز مرا نمی خواند
[ جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٦ ‎ق.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]

ارزویم اینست...ارزویم...

ارزویم اینست...

که ز یادت نرود باز...

راز ان بوسه پاک...طعم ان عشق...صفا...سادگی و محرم از

ارزویم اینست...

نتراود شبنم در چشم تو هرگز...مگرازشوق زیاد...

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی...

عاشق انکه تو را میخواهد...

 و به لبخند تو از خویش جدا می گردد

 و تو را...

 دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد!


برچسب‌ها: برای انکه هرگز مرا نمی خواند
[ چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]

هوای تو سرد است...خیلی سرد...

غربت را نباید در الفبای شهر غربت جست و جو کرد...

همین که عزیزت نگاهش را از تو ربود...شانه بالا انداخت و خندید...

دستانت را رها کرد و از تو دور شد...

 و تو در دیار بی کسی گم شدی...

تو غریبی...

 

 


برچسب‌ها: برای انکه هرگز مرا نمی خواند

ادامه مطلب
[ جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:۱٩ ‎ق.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]

 


برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]

 


برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٢ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]

 


برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]

مسافر کویر...

 

یادمه یه وقتی یه جایی یه نفر بهم گفت...

هر کسی تو اسمون خدا یه ستاره داره!

گاهی که به اسمون نگاه میکردم حتی یه ستاره هم نبود..

شدم مسافر کویر...

شب کویر پر از ستاره بود...اما ادم نبود که ستاره داشته باشه یا نه...

باز هم نفهمیدم...


برچسب‌ها: برای انکه هرگز مرا نمی خواند
[ پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]

مسافر کویر...

بچه که بودم هروقت یه کار درستی انجام میدادم مامان جونم می گفت...

ایشالا پیر شی مادر!

می گفتم خدا نکنه...!

چه زود بزرگ شدم خودمم نفهمیدم...

خیلی وقت بود به خودم فکر نکرده بودم!

شدم مسافر کویر...می گفتند شب کویر زیباست...

اینبار سفر کردم...تنها!

سفر کردم به امید اینکه این عشق از سرم برود...

اما عاشق تر شدم...

محو تماشای کویر در کهکشان ها سیر کردم...

هرچی بیشتر فکر میکردم به این میرسیدم که همیشه برای اینده زندگی کردم

نه برای ماندن نه برای بودن!

کاش هر لحظه را برای همان لحظه زندگی میکردم...


برچسب‌ها: برای انکه هرگز مرا نمی خواند
[ پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٩ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]