لیلی نام تمام دختران زمین...

من خوشبختم...و شاید برای دلم مینویسم....

همستر نازنین....

چند روز پیش

محمد و الهام که خالمه

 تو این هوای سرد

همستر ناز بیچارمونو

که خیلی وقت بود حمامش نکرده بودیم با اب سرد شستنش...ناراحت

بیچاره یه قیافه ای پیدا کرده بود که نگوووووووووووووووونگران

رفت کنج قفسش و کز کردناراحت

پشتشو کرد به ما و قهر کرد...نیشخند

حق داشت وجدانن

 

اینقدر به این دوتا غر زدم تا ولش کردند...کلافه

کم مونده بود گریه کنم...گریه

حالا این هیچی

محمد بعدش با سشوار خشکش کرد...خندهگریه

شده بود عین فرشته ها فرشتهکه دور تا دورشونو پر و بال سفید گذاشتن...

 

تا چند روز قهر کردقهر . غذا نخورد...ناراحت

تا اینکه دیروز دار فانی را بدلیل بی اعتنایی ما به احساساتش و سینه پهلویی که کرده بود وداع گفت...گریهافسوس

 

تازه این هیچی...

 

مامان بزرگ انداخته بودتش پیش گربه و اونم....گریه

خدااااااااااااااااااااااااا

اینا ادمن یا رذل؟؟؟؟؟سوال


کاش مینا منو ببخشه که دیروز تولدش بود و...

من با یک روز تاخیر بهش تبریک گفتم...ناراحت


برچسب‌ها:
[ شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]