لیلی نام تمام دختران زمین...

من خوشبختم...و شاید برای دلم مینویسم....

به نام انکه هرگز مرا نخواند....

این پست رو امشب شب قبل شروع عزیزتربن ماه خدا

و عشق خودم میذارم...

این پست واسه اوناییه که میخوان من...لیلاترین مجنون رو بشناسنناراحت

برام عاشقانه ننویسین!

 اما اگه میخواین منو بخونین تا تهش بخونینم!!!!!!بامن حرف نزن

برام دعا کنین!

دعاتون میکنم...


با من دعوا نکنید!با من قهر نکنید!

از من بدتون نیاد!منو نفرین نکنید!به من بد نگاه نکنید!به من بد نگید!

راجعبم فکر بد نکنید!از من بدتون نیاد!از من بد بدل نگیرید!

من که از اول اینطور نبودم. من هم یه زمانی خیلی مهربون بودم.یه زمانی همه چیز و

 همه کس مهم بودن برام.

یه زمانی همه رو دوست داشتم.برای همه همه کار میکردم.یه زمانی خیلی دلسوز بودم.

اما الان دیگه اونطور نیستم.

خیلی وقته...خیلی وقته که بیخیال شدم.شدم از اونایی که میگذرونن و

 منتظر یه اتفاق خوبن.

خیلی وقته که داغونم.حسرت منو نخورین غمی دارم که تا الان باهاش کنار اومدم

نه اون با من.

واقعا شدم از اون دسته ادمایی که غممو نمیدونن بس که لبخند زدم

 شاید وقتی بدونن غم دارم از غصم بمیرن.

من از اون ادماییم که داشتنم لیاقت میخواد...

من از اون ادماییم که میخونم وبتونو دلم تا بینهایت میسوزه...

من از اوناییم که درد به دلم زیاده اما با این حال هنوز نفس میکشم

و زندگی میکنم...

از اون دخترایی که خیلی چیزا بلدن...

از اون تمام عیارا...اما دردم کشندس...نپرسیدم چه دردی...!

یه دختر ساده دل و پر از صداقت...

یه دختر که بتونی روش قسم بخوری به پاکی و صداقتش...

از اونایی که هر شب و روز تو دلشون دارن با یه عشق زندگی میکنن

 و میدونن تهش پوچیه و بس...!

من نه به نبودنم فکر میکنم نه نا امید میشم...فقط دردم خیلی زیاده...

من نفس میکشم...نفس...

یه زمانی با احساس بودم الانم با احساسم ولی خدا میدونه که خدای احساس بودم.

هنوزم مهربونم.هنوزم همون لبخند همیشگیم رو لبامه.

یه نفر بهم گفت براش خیلی جالبه که حتی وقتی هم جدیم بازم لبخند میزنم...

نمیدونم چرا بازم در جوابش لبخند زدم.

هنوزم خوش قلبم.برای هیچ کس بد نمیخوام

مخصوصا همونیکه منو به این حال و روز انداخت....

هنوزم دلم قشنگه فقط بیش از حد صیقل خوردم.حالم زیاد خوب نیست...

یه زمانی یه نفر برام هضم نشد...

میخواستم داشته باشمش

میخواستم نگهش دارم...بزور قورتش دادم...از اون موقع دلم خیلی درد میکنه...

من دختر بدی نیستم...فقط دیگه بیخیال شدم...بیخیال همه چیز...

به من عادت نکنید!چون خیلی وقته به هیچ چیز عادت نکردم...

با من بحث نکنید!حال و حوصله بحث کردن رو ندارم.

سرم داد نکشید...دلم میسوزه...!

اگه سرتون داد زدم باهام دعوا نکنید،خدا رو شکر کنید

 بعد این همه غم دووم اوردم

و با این همه بغض خفه نشدم

و با یه فریاد تونستم بازم نفس بکشم...

اگه باهاتون درد دل میکنم واسه این نیست که دلتون برام بسوزه...

از حرفام علیه خودم استفاده نکنید!

به خدا گناهه این کارتون....

یکم فکر کنید که یه ادم چقدر میتونه خسته و تنها باشه

 که اینجا بیاد و از غمش بگه...

من خودخواه نیستم فقط میخوام بیشتر از اینکه بقیه برام مهم باشن

 به خودم و دلم برسم...

اخه اگه همینی هم که برام مونده رو از دست بدم دیگه به چه دردی میخورم...

اگه به کسی نمیگم "عزیزم"

واسه اینه که یه زمانی نبودن اون "میم" اخر خیلی ازارم داده...

من داغونم نه از اون داغونایی که همه جا میگن و می نویسن.

من واقعا درد میکنم...

من فقط دارم دعا میکنم هر طور که خدا میخواد بگذره...

من توی دلم یه جوریه...من از شماها چیزی نمیخوام

از من چیزی نپرسین...

.

.

چند وقت پیش یه نفر به من گفت که برام دعای خوب نمیکنه...

بهش گفتم اما دعای یه نفر همیشه پشت راهمه...مطمئنم...

خودش قول داده حتی اگه نباشه هم برام دعا کنه...!

من مطمئنم...

.

.

اهاااااااای شماهایی که حتی اگه منو تا اخر هم بخونین

 هیچ وقت منو نمی فهمین...

اونی که باید میفهمید با من چه کار کرد هیچ وقت نفهمید...

شما میخواین بفهمین؟؟؟؟

شماهایی که نمیتونین منو بفهمین و نمیدونین من چمه...

هیچ وقت نمیتونین احساس منو داشته باشین!

با شماهــــــــــــــــــــــــــــــام...

به من نگین سرد!

نگین سنگ دل!

نگین مغرور!باهام دعوا نکنین!به من فحش ندین!

.

بذارین شاید یه روزی سر پا بیام...

ازم چیزی نپرسید!

راه حل جلوی پام نذارین!دیگه فایده نداره...مگه که خدا کوتاه بیاد...

عزیزترین ماه خدا فردا شروع میشه

اره... دو سال پیش بود...ماه رمضون...یه عشق نافرجام...

شاید یه روزی بیاد که از همه تحقیرا و توهینایی که روحمو سوزوند

از اون کمای سخت...

زنده بیرون بیام...

شاید مثل قبل بشم...شاید

برام دعا کنید...

 

 

 


برچسب‌ها: برای وارث قلبم!
[ سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]