لیلی نام تمام دختران زمین...

من خوشبختم...و شاید برای دلم مینویسم....

طعم تلخ شیرین ترین احساس!

به اشکی که بر گونه ات درد میکند

بگو

ببارد...

همیشه مرهم اندکی درد دارد

اما ارام ارام

ارامت میکند

ارام جان


ساده نمیگذرم...

از انچه بر سرم گذشت...

نمیــشود ساده گذشت...

از دنیایی که داشتم و دیگر ندارم!

دعاهایم اجابت شد

اما انقدر دیر...

که  به غم شیرین دل خوش کرده بودم!

.

زمانی می تپیدم

برای دلی که گیر من نبود...

می رقصیدم

به سازی که همساز من نبود....

میخواندم

با کسی که هم صدای من نبود...

.

نمیشود..

نه نمیشود...نمیشود فراموش کرد...

نمیتوانم فراموش کنم...

لحظاتی که تمام اتاقم پر از عطر اریس بود

امروزها اریس می پراکند

همه میفهمند اما من کر بو شده ام...

ترانه های ان روزها

دیگر طعم ان وقت ها را ندارند...

اتاقم...

جایی که حتی زمانی که در دورترین نقطه بودم

شور بودن درش مرا قلقلک میداد

این روزها طعم واقعیت میدهد...

دل نوشته هایم

 بر دیوار که اویز شدند...زیباتر شدند

اما

نمیدانستم که احساسم را بردار اویخته ام...!

.

دیروزها قند در دلم اب میشد

برای کسی که ذره ذره ابم کرد...

 

دلم بند کسی بود که اب در دلش تکان نمیخورد...

نه چون منی که هر ان

طعم شیرین تلخ ترین لحظات را میچشیدم

و به نام عشق

ربــنا میخواندم...!

.

.

.

یافتم...!!

دلتنگم...

دلتنگ او که نه...دلتنگ ان روزهایم...!

طعم بزرگی میدهم...

.

لحظاتی که التماس خدا میکردم رهایم کند...

نمیدانستم

رهایی از درد شیرین

را هیچ وقت نخواهم خواست...!

 

 

 


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]