لیلی نام تمام دختران زمین...

من خوشبختم...و شاید برای دلم مینویسم....

درد دل من انسان به نمایندگی از تمامی انسان های این کره خاکی...

سالهاست که خوابیده ایم در قعر این دهر و کسی نیست که فریادرس دیگری باشد!

مدت هاست که دلمان برای همدیگر تنگ شده اما غرورمان اجازه نمیدهد احساس پاکمان را بیان کنیم!

این است زندگی ما انسانها! دیگر هیچ...

به سادگی از سر هر چیز میگذریم بدون انکه بفهمیم شاید این گذشتن برای دیگری سخت و دردناک باشد!

این دنیا ان مدینه فاضله ای که ما میخواستیم نبود...شاید هم بود قدم نحس ما انسان ها...

دنیا همه اش شده به او فکر کردن.دلتنگ شدن.جدایی.به یاد هم بودن.با یاد او زنده بودن.به خاطر او نفس کشیدن.عشق و..

چرا دنیا را محدود نکردیم به یک جمله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کنار هم بودن!!!

چرا انسان اینقدر سرد است!؟وقتی دلمان برای کسی تنگ میشود به او نمیگوییم که تمام دنیای ماست!!!و چرا؟

چرا بگوییم که چیزی برای از دست دادن نداریم؟!داریم!!!!!!!!چرا نداریم؟؟؟؟

شاید میترسیم..از ترحم..تحقیر...غرورمان...

های!!!!ادم!حوا!!!!چه کردید؟چه کردید که زمینی شدیم؟؟؟ما شیداییان همه از نسل بهشت بودیم اما ....

این چه دنیایی ست؟چرا گاهی دوست داشتن با پول معامله میشود؟

چرا کلمه دل شکستن وارد فرهنگ هر مرز و بوم شده است؟

تا کی بیاد هم بودن؟ترس از دست دادن؟غرور؟بازیچه گرفتن؟

همیشه در گیر و دار این زندگی ملال اور بغضی در گلو داریم و اشک خشکیده ای در چشم...

ما انسان ها در چه غرقیم؟چرا باید با هر چیز کوچکی شاد شویم؟پس شادی حقیقی کجاست؟

چرا باید درد دل داشته باشیم که کسی انرا بشنود یا نشنود؟

چرا غم از این دیار واهی رخت برنمی بندد؟؟؟؟؟؟

همه ی دنیای ما پر شده از لذت جنسی...چرا همه دنیای ما پر شده از این مسایل؟

بخدا زندگی قشنگ تر از ان است ک بخواهیم...

این همه شاعر این همه شعر اما همه از غم میسرایند...برای چه؟؟؟؟

سهراب چرا همه از غم نوشت؟

چرا شقایق و نیلوفر باید فدای معنای ادبی شوند؟

بخدا همه ی گل ها زیبایند!

خدایا به گمانم تو بیشتر از من و ما رنج میبری از نگریستن به انچه خود بوجود اوردی و گندی که ما به ان زدیم!

مدینه ی فاضله ی ما شاید همان ترویج مکتب مارکسیسم مارکس باشد!

براستی چرا اینهمه بین ما انسان ها تفاوت وجود دارد؟

در دنیای ما بین عاشق باسواد و بی سواد فرق است...بین عاشق پولدار و بی پول...بین من و تو...و...

حتی انسان هایی وجود دارند که احساس دیگران بازیچه دست انهاست!اما چرا؟؟؟؟

اری...من از دنیا خسته ام!دنیایی که خدا وعده داده بود این نبود!

در این دنیا این محنت است که کسی را دوست بداری چون کسی لیاقت اشک تو را ندارد!

اگر هم لیاقت داشته باشد تو برایش اشک نمی ریزی!

شاید حق داریم!اری شاید...همیشه دنیا اینگونه بوده و هست...

های دنیا!!!!!!!!!!!دیگر عاشق نمی شوم!


برچسب‌ها: برای وارث قلبم!
[ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٩:٢٩ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]