لیلی نام تمام دختران زمین...

من خوشبختم...و شاید برای دلم مینویسم....

مسافر کویر...

بچه که بودم هروقت یه کار درستی انجام میدادم مامان جونم می گفت...

ایشالا پیر شی مادر!

می گفتم خدا نکنه...!

چه زود بزرگ شدم خودمم نفهمیدم...

خیلی وقت بود به خودم فکر نکرده بودم!

شدم مسافر کویر...می گفتند شب کویر زیباست...

اینبار سفر کردم...تنها!

سفر کردم به امید اینکه این عشق از سرم برود...

اما عاشق تر شدم...

محو تماشای کویر در کهکشان ها سیر کردم...

هرچی بیشتر فکر میکردم به این میرسیدم که همیشه برای اینده زندگی کردم

نه برای ماندن نه برای بودن!

کاش هر لحظه را برای همان لحظه زندگی میکردم...


برچسب‌ها: برای وارث قلبم!
[ پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٩ ‎ب.ظ ] [ لیلا ترین مجنون ] [ نظرات () > ]