حرف عشق

انجایی که حرف از عشق شد...

از عاشقی هم گفتند...

جدایی از کجای این حرف مشتق شد؟

که سرنوشت مارا

لیلی وار سرشتند...

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی

لیلی من مجنون بمان ... سید مرتضی حسینی

ساحل

سرزمین واقعی ما قلب کسانیست که به یادشان هستیم

ساحل

چه رسم تلخیست که تمام من درگیر توست و تو به فکر دیگری

اهورا

سلام. ممنون بابت حضور سبزتان. بسیار آشیانه ی زیبایی دارید. دلنشین و گرم. لذت بردم. _____________________ باشد نشانی ات را عوض کن نامه های بی جواب برایشان چه فرقی می کند به کجا پست شوند؟!

مینــــو

سلام لیلای من لینک شدی عزیزم مراقب خودت باش بوس

دختر یخـــی

هی کافـــه چــی ! دستــــور بــده سیـــگار بیاورنـــد و پاســــور هـــم ... و مردهــا را دور میــــــز من جمع کن بگـــو بنوازنــد . . . شایــد غیــــرتی شـد و برگشتـــ

دختر یخـــی

کــــــاش می‌دانستم پس از مــــرگم اولین قـــــــطره اشــــــک بر چـــــشمان چه کـــــسی‌ جاری خواهد شد و آخــــــرین ســـــــیاه پوشی که مـــــــرا فـــــــــراموش خواهد کرد چه کـــــسی‌ است تا قبل از مــــــرگم جــــــــانم را فـــــــدایش کنم

alnera

" سبز است تن ِ این خانه ، سرخ ست لبخند ِ مرطوب ِ این غروب.. و زلال تر از هر روز ، نگاه ِ آبی آسمان..امروز ، روزیی ست که باغچه ی کوچکمان لباس بهار می پوشد،.." سالت نو گلم ...تنت سالم...[قلب]