اغوش گرم کودکانه ام...

به حرمت لحظاتی از عمرم چند دقیقه سکوت!

 

برای چند لحظه هم که شده چشمانم را میبندم

 فراموش میکنم ذوق خوشکیده ام را

و به یاد می اورم دنیای سرتاسر دوست داشتنم را...

 که از هر روز دنیا رویای قشنگی ساخته بودم!

اصلا هم عجیب نیست که این روزها

مرگ عشق را به باور رسیده ام

هر روزم که میگذرد رویایم تاب نمی اورد

و هر روز من خسته به نظر می اید

و من عادت کرده ام به دنیا و سازش!

هر روز را به رقص کهنه اش می سازم

تا دیگر به زخم گوشه هایش نبازم...

من این روزها درد ندارم

اما

بی دردی خودش درد بزرگیست

که هر روز درد باشد و زمانی دیگر نه

و همه اش به این خاطرست که درد برایم عادت شده و من به دنیا باخته ام!

اما

جایی می شود گهگاه

 که دلم به گوشه ای از دنیا میگیرد

و نمک گیر لحظه های سردش می شوم....

.

 دیروزها کسی را دیدم که بی اندازه به رویایم شبیه بود...

و بیادم اورد

که چقدر گذشته و من هنوز

در دار بی کسی دنیا خرامان فصل فصل زمین را قدم میزنم...

.

من از بزرگ شدن میترسم!

دنیایم که فرو ریخت...

 برای دوباره اش

تلاش کردم...

 اما پا نگرفت!

.

نه خدای خوبم...!

نه!

نمی ارزید...!

بزرگ تر شدم ...خیلی چیزها یاد گرفتم ...

اما عاشقی یادم رفت...

.

یادم نمیرود

زمانی یک دل سیر

دلم عاشقی میخواست....

 

 

/ 25 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
satrun

من احمقم که یکیو خیلی دوست دارم....خیلی....قسم خوردم دیگه کاری باهاش نداشته باشم... پسر نیستا....

احســـــان

[گل] - وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد. [گل]

احســـــان

[گل] - به خودت بیاموز هرکسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد. [گل]

احســـــان

[گل] تنهایم.. اما دلتنگ آغوشی نیستم .. خسته ام .. ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم .. چشمهایم تر هستند و قرمز .. ولی رازی ندارم .. چون مدت هاست .. دیگر کسی را "خیلی" دوست ندارم! [گل]

احســـــان

[گل] آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفتی آشفتگی من از این است که .. دیگر نمیتوانم تو را باور کنم ! [گل]

احســـــان

[گل] لازم نیست مرا دوست داشته باشی، من تو را به اندازه هر دومان دوست دارم.. [گل]

احســـــان

[گل] بگویید بر گورم بنویسند: زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت.. مهربان بود ولی مهر نورزید طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد! در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود ولی کسی بدان راه نیافت.. در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد.. و خلاصه بنویسید زنده بودن را برای زندگی دوست داشت نه زندگی را برای زنده بودن.. فریدون فروغی [گل]

احســـــان

[گل] عشق یعنی... . حتی از راه دور هم وقتی بهت فکر میکنم ... دلم قرص میشه که هستی . . . . آروم میشم .. [گل]