بهار سرد

تو که نیامدی

هیچ اتفاقی نیفتاد

نه باران بارید نه برف

نه یلدا به کامم بلند شد نه واپسین روزهای پاییز قشنگ

تو که نیستی

اتفاق خاصی نمی افتد

نه برف می بارد نه باران

نه شور اخرین چارشنبه سال را دارم نه تب شروع یک سال

تو که نیستی اتفاق خاصی نمی افتد

فقط درونم درد می کند

بدجور درد می کند

از اشک ها که بگذریم

بهترین روزهای عمرم رفت

در حسرت، با اشک، تب و یک علامت سوال

تو که نیامدی

اتفاق خاصی نیفتاد

تو خاص ترین اتفاق پاییز امسال

و من ناکام ترین منتظر در رویای وصال

بیست و چهارمین بهار عمرم را یخ زده ام...

/ 5 نظر / 8 بازدید
نم نم باران

"دردها" فراموش می شوند ولی ..... "همدردها" هرگز ... من بودن آن هایی را می خواهم که حتی ... "یادشان" زندگی را زیبا تر میکند ... [گل]

رحمان

اجی سلام شرمنده مراحم شدم اجی اگه چت روم میری .البته اگه دوست داشتی بیا پیش من من بهت احتیاج دارم تو رو به عنوان ناظر نیازت دارم البته اگه چت میری..و دوست داشته باشی زیاد شلوغ نیست ولی خوشحال میشم که بیای اسم چت روم ما ویهان چت هست. برو پیش سیااااااا بگو رحمان منو فرستاده بازم ممنون

نم نم باران

نفس باد صبا ، عشقی از جنس طلا ، دوری و دفع بلا ، سال پر سود و صفا یاری ازسوی خدا ، همه تقدیم شما سال نو مبارک دوست خوبم [گل]

زهره

قلبــم را عصب کشی کرده ام دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد و نه از گرمی آغوشی می تپد.... سلام میلاد رسول اکرم مبارک وب زیبایی دارید به وب من هم بیاید[گل]