ابان نوشت...

از زمانی سخن میگویم که در فراسوی یک دنیا همدیگر را دوست داشتیم

از زمانی سخن بگوییم که در درونم

در اعماق واژه ای به نام عشق گم شدم.

میدانی!!!!

 من سخت عاشقت بودم و به یقین اگر میدانستی

دنیا را برای داشتنم زیر پا می نهادی.

من در تبلور جوانی و در اوج دنیای عشق

با تو و نبودت عاشقی کردم و انگونه انگار میکردم که در دلت تنها من هستم و بس...

.

هرگاه که از غمت اگه بودم سر انگشتان را به خاطرت با تسبیح مانوس می کردم

 و شاید ان گاه تو میخندیدی اما خدا با بغض مرا می نگریست

 و من شب هایی را به یاد می اورم که تا صبح برایت اشک می ریختم .

شک دارم ان زمان از تبلور درونم با خبر بودی...

من در دنیای پر از هیاهو و ماجراجویانه ام همیشه به دنبال تجربه بودم اما نه در وادی عشق دریغ که تجربه بودم...

درد من از اشک ها نیست درد من از نداشتن ستاره ای در این همه اسمان است و سوزش قلبی که دیگر عاشق نشد

 و غم دلی که هرگز باور نکرد و اینکه دیگر نشد که کسی را انگونه دوست بدارم

و دردم گرفت و هر زمان سخن گفتم همه مرا بیهوده خواندند...

و اینگونه میسوزد شبهای من

 شبهایی که من عاشقشان هستم اما

از ترس دیدن عشق عشاق و بی هم قدمی بر زمین فراخ قدم نمی نهم...

و نمیدانم که چرا برای من اینگونه شد.

دیگر سخن نگفتم و از یاد همه رفت که زمانی میسوختم و هم اکنون درد میکنم و دیگر ملامت نشدم

تنها تک سخن گویی شدم که یک نفر ندانسته و نشنیده مرا می دانست و از درونم با خبر بود و هست.

.

.................فی البداهه لیلاترین مجنون

/ 30 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
satrun

اره واقعا هرچی خدا بخواد...

بانک عشق برای شما

سلام گلم امان از گذشته منم از گذشتم با اون خیلی حرفا دارم اما نیست و همیشه مثل یه بغض تو گلومه کاش برمیگشت...[گریه][گریه] زیبا بود[گل]

satrun

آپم.. زود بیا دوستم...

zahra

چقدر حرف دارم برای نگفتن چقدرحرف که بی کلام می ماند و می میرد در هذیانی مدام از خطوط درهم فاصله ... حالم را کسی درک نمی کند تکه تکه جدا می کنم خودم را از نفسهای آخر زمین ... کاش تحویل داده شوم به حالی که فهمیده می شود بی خیال گذشته ای که نمی گذرد و آینده ای که نماینده ی نیامده هاست... وای که چقـــــــدر تلخ میگذرد این روزها بر من ...

شهرزاد

حرفهای دلت واقعاااااااااا زیبا و شنیدنی ست لیلا جوووووووونم [ماچ]

عسل بانو

میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود . . . گاو بود به خوردن مقوا عادت کرده ...

مریم

ممنون قبول حق باشه ایشالا.... دوست داشتن خوبه ولی کسی ک لیاقت دوست داشتن ادم رو داشته باشه

مریم

ممنون قبول حق باشه ایشالا.... دوست داشتن خوبه ولی کسی ک لیاقت دوست داشتن ادم رو داشته باشه

لیلای من

سلام دوست عزیز- مرسی که سر زدی- ظاهرا لیلای من هم اسم شماست در طول اینهمه سال فقط و فقط به عشق لیلا شعر گفتم .لیلای من کسی بود که هر لحظه باهاش نفس میکشیدم. منظورتونو از "" لیلا نوشتت کیه؟ رو متوجه نشدم . بههرحال از نوشته هات لذت میبرم و واقعا بدلم میشینه. خدا پشت پناهتون باشه