بنام لیلاترین مجنون اقرار میکنم...

الان ساعت 1:24نیمه شب یک شروع تازست...!

و همینطور اخرین حرف من در سال 91

دلم میخواد بگم اما از فرط خستگی نای نوشتن ندارم...

میخوام هرچیزی سر انگشتام میاد رو تایپ کنم.

هر چیزی که تو این وبلاگ هست همه دلنوشته های خودم هستند

همه احساس خودم نسبت به مخاطب خاصمه

واسه همین گفتم برداشت ممنوع!

درست 365 روز پیش یه احساس خاصی داشتم الان هم همون احساس هست

اما سعی میکنم به روی خودم نیارم

میخوام بگذرم از اونایی که خواسته یا ناخواسته ازارم دادن

قلبم رو شکستند

روحم رو سوزوندند

با احساسم بازی کردند

و میخوام باز هم کمی بیشتر مهربانتر باشم

خیلی خستم ولی دلم میخواد بگم

دلم میخواد از مخاطبی که خاص بود اما هیج وقت نفهمید و هیچ

وقت منو نخوند بگم میخوام براش بگم اما...

میخوام این سه نقطه رو پر کنم...

اما باز هم حرف کم میارم

مخاطب خاصم

بازم به سلامتی مخاطب خاصم...چشمک

یه دل که بیشتر ندارم اونم فدای یک عمر....چه باک!دل شکسته

اونایی که منو میخونین دعام کنین!افسوس

براتون کورترین گره سبزه سال رو ارزو میکنم....

شبتون مهتاب شروعتون زیبا!

بغل

 

/ 25 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیسان

سال نوت مبارک دخملیییییییییییی ! ایشاالله سال توپولی باشه برات ، یه سال نمونه اصن ، پر از سلامتی و شادی و .... ! [بغل][ماچ]

sahel

آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری آغاز روزهایی باشد که آرزو داری نوروز مبارک عزیزم

زهرا

گاهی بی هوا..... دلم هوایش را میکند...... هوای او...... او که هیچوقت هوایم را نداشت...!!!!! سلام. آدرس وبمو عوضیدم اگه میشه تو لینکات درستش کن مرسی[گل]

ghasedak

مهربانیت آنقدر زیباست که سنجاقکی بدون ترس روی کف دستت آب خواهد خورد... [گل]

TiTo

من هر سال حسم تغییر میکنه!! امسال خاصی نبود! ولی حس خوبی شد!! جایی بودم که ازش بدم می اومد ولی یهو بهترین عید عمرم شد :)

amin

مهربانيت را به دستي ببخش كه ميداني با او خواهي ماند وگرنه حسرتي ميگذاري بر دلي كه دوستت دارد

فبها

فــــدای دلــــدار : به پشـت سـم سـتوران غـــبار خواهم شد / به بعــد فصــل خـــزان نـوبهــار خـواهم شد مـن از ازل ز شـــراب لــــــب تـو نـوشــيدم / ز دوری لــــــب لـــعلت خـــــمار خواهم شد به هـــــر كــجا نگــرم گــــل ز روی تـو بينم / به وقت وصل تو ای جان گلعـذار خواهم شد تويی تــو مــاه شـــب و آفــتاب صــبح دلم / بدون روی تـو جــانان ، شام تار خواهم شد مــنم چــو مـرغ مـهاجر كه می پرم هـرجا / لــــيک روزی با نـگاه تو شــــكار خواهم شد هـــر چند كه راه وصــل تـو دشـــوار است / در راه وصــــالـــت اســــــــــتوار خواهم شد گـــرچه تنها هســـــتی مــــــن جـان بـود/جان فــــدای عشــــوه ی دلــــدار خواهم شد .

amin

لها امضای خدادرزمین هستند،بی شک تو زیباترین امضای خدایی!

بادصبا

دلم .. باران می خواهد .. نَرمُ آهسته .. وَ قشنگ .. بارانی که بشوید از دلم .. تمامِ غمهایم را .. و سپید کند .. ثانیه هایِ سیاهم را .. دلم .. باران می خواهد .. بارانی .. از جنسِ لطافتِ لبخند .. که ببارد بر من .. بگیرد زِ دلم .. غم هر چه .. تَلخَند .. کاش .. ابر .. از .. باران .. لبریز بود .. و .. دلِ من .. هم .. می بارید .. پا به پایِ ابرِ پُر باران .. در کوچه ای که .. در آن .. من بودم .. و .. باران .. و ... نگاههایی پر از لبخند

aida

مطالبت خیلی قشنگن[بغل]