خداحافظ همین حالا...

روزها به سختی می گذرند...تو همانی که هستی...
حتی خشن تر...بی رحم تر...
من به اسمان می نگرم...
مثل کودکیم دنبال یک حامی می گردم...
خدا هم طرف تو را بگیرد من کجا حامی دیگری پیدا کنم؟
 
 
 
/ 8 نظر / 21 بازدید
سرونازشیراز

سسسسسسسسسسلام مهربون : .... بی نهایت از بابت حضور سبزتان ممنونم.....[گل][قلب]

amir

سلام دوست عزیز خوبی خوشحال میشم شماهم به ما سر بزنید. امیر هستم از نایین

غریبه

برای قلب تنهایت مگر تاریکی غم بس نبود هر دم... چرا شب را فزون کردی به بالا پوش این ماتم قلم را در تن غصه به ناخن زخم زن ، از سوز بمان تا خیسی باران ،شود شرمنده از اشکم .............سلام غروب دلگیریه و من داشتم مطلبی را در مورد تنهایی سرچ میکردم و بطور اتفاقی رو دلنوشته شما کلیک کردم.دو بیتی بالا را هم فی البداهه در جواب نوشته شما نوشتم پس لطفا اگه ایراد داره ببخشید. شاد باشید

amir

دوره ای ست که همه حتی در نهایت حیرت تو دوست داشتن را با خط کش هاشان سانت می زنند تا مبادا یک جایی …یک چیزی کم باشد فدای سرم که کارت به جایی کشید که خط کش به دست مقایسه ام می کنی با این و آن همان دو سه تا باران همان یک بوسه همین که شاعر شده ام حالا عمری را کفایت می کند . . . . . سلام مرسی که به من سر زدین... بازم بیاین خوشحال میشم.... موفق باشید[گل][شوخی][خداحافظ]

مهتاب

اینجا یه حس خوبی یه آدم می ده