چه ساده گذشتی و من...

به انتظار گوشه چشم تو با غوره ها کلنجار می روم...

تا چشم کار می کند صحراست...

در نبودنت...محرم رازها دریا...خاطرات باهم بودنمان را برد...

اما تو...

 

و چه ساده می گذرم...

انگار نه انگار...که زمانی برای ماندنت

با من کلنجار می رفتم...

/ 4 نظر / 15 بازدید
تمنا

سلام وب زیبایی داری خوشحال می شم بهم سر بزنی[گل]

عاطفه

لیلا جون دریا وخاطراتشو دوست دارم[لبخند]

حسرت

خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم