های من اه من...

دست نزنید!

نه به من...

نه به احساسم...

بلد راه شده ام...راه را خوب بلدم!

نسیم بوزد...باد بوزد...

من استوارم!

به کسی تکیه دارم که خم به قامتم نمی بخشد!

/ 61 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باغبان...

آرزویی کن ... گوشهای خدا پر از آرزوست... ودستهایش پر از معجزه! آرزویی کن... شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد..

محمد

گاهی آنکه سراغی از تو نمی گیرد دلتنگترین برای دیدن توست و از شکاف چشمانش به نبودنت خیره می شود ، همیشه آنکه تو او را نمی بینی نامهربان نیست . . .[گل]

ترنم بارون

سلام عزیزم اومدم خوندم نوشته هات فشنگن خیلی بی تعارف گفتم از این به بعد بیشتر سر میزنم:)

محمد

اشک ها قطره نیستند بلکه کلماتى هستند که مى افتند فقط بخاطر اینکه پیدا نمیکنند کسى را که معنى این کلمات را بفهمد … [گل][گل]

مریم

چقد دلم برا نسیم صبحگاهی ک مدرسه میرفتیم ولبخند رولبام بود تنگ شدههههههههه

محمد

تسبیحی بافته ام نه از سنگ نه از چوب نه از مروارید بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام تا برای شادمانیت دعا کنم !

باغبان...

اگر او را میشناسید اگر روزی او را دیدید از او بپرسید چرا روزگار او را دچار فراموشی کرده است اگر او را می شناسید اگر روزی او را دیدید به او بگویید از انسان هایی که اینجا او را دوست دارند و به بادش بیاورید که از من دور شد و من هنوز در انتظارش هستم و همچنین به یادش بیاورید که چه کسی عشقش را ترک کرد و سرگردان شد و از او باز هم بپرسید که حالش چطور است و چه می کند هنوز به عشق فکر می کند یا نه؟ عشق و صداقت ,ما را فراموش نکرده است هر آن چه که قابل گفتن باشد به او بگویید اگر او را می شناسید اگر بین شما و او سخنی آمد یکی سلام مرا به او برساند اگر او را می شناسید به او بگویید که من این سلام را می فرستم برای چشمان و قلب و تمام وجودش

باغبان...

گاه می اندیشم... چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران وخدایی که زلال تر از باران است

دل من گرفته زین جا

بعضی روا دیگه نه خاطره نه بغض و نه اشک دردی ازت دوا نمیکنن.. میشینی و زل میزنی یه گوشه زانوهاتو بغل میکنی و با خودت میگی ... دیگه زورم نمیرسه خدایا

غزل

[لبخند][ناراحت]