دنیای بی صاحب

بگذار اندکی برایت از عشق بگویم...

 

چه حالی دارد وقتی بدانی کسی از اعماق وجود دوستت دارد

 و به عمر فکر خیانت بر سرش نمی افتد و صادقانه به عشق اقرار میکند.

زمانی که به درد می نشانی اش اما با بغض سکوت میکند

و بخاطر از دست ندادنت تنها برای خدایش درد دل میکند

 و تو به راحتی زندگی میکنی و برای داشتن تجربه ای هرچه بهتر

 ضعیفی را به پیچ و خم بازی میکشی

 و او فکر میکند که در پیچ و خم قلبی ست

 که برایش

 برای داشتنش

 برای عشقش خدا خدا میکرده است.

چه حالی دارد وقتی بدانی همانی که در پیچ و خم بازیت شکست

هنوز برای داشتنت شاید نداشتنت...چه میدانم...اما از تو خواهان ترست.

من از ان پس درد به دوش کشیدم

و هنوز با همان دل بدهکار خدایی هستم که امانتش را خوب پاس نداشتم

و شاید به همان خاطرست

که دیگر نه عاشق شدم نه کسی عاشقم شد...

.

شاید اینکه گاهی میخواهم از من سراغی بگیری

بخاطر غرور دل سخاوتمندم ست

 که هیچگاه به بدخواهی تو

 خدا را نظاره نکرد

 و همچنان در درونم دارای قلبی مهربان و سخاوتمند هستم

 که دنیا را زیبا می بیند و برای انکس که زمانی عاشقش بود

بهترین ها را می خواهد….

 

و چقدر کودکانه مینویسم

 از عشق

 و چه ساده از دلم میگویم

و نمی فهمم هنوز...هنوز نمیفهمم

که این درد میکشد جسمم را

و میسوزاند روحم را

و در اعماق وجودم احساس دردی بس ژرف می کنم

 و نمیدانم برای که و چرا مینویسم

اما نوشتن شاید به انجماد احساسی که نسبت به تو داشتم کمک کند

والبته من اینطور می انگارم

چون همیشه برعکس بوده

 و من همچنان با دلی پر رمز و راز پیش میروم و زندگی میکنم و درد میکنم.

هر شب و روز با عشق زندگی میکنم.

نمی دانم شاید نفرین شده ای از شهر غم زده دنیا هستم

که خسته است

 خیلی هم خسته است

 اما کاری از پسش بر نمیاید

 و همچنان درد میکند

 و در ادبیات لغات میرقصد انچنان که به فردا نیندیشد

 فردایی که شاید زیبا اما نه انچنان که من میخواهم رقم خواهد خورد

و رقم میخورد روزانه هایم

و این زندگی من ست

 .

همچنان سردر گم دنیای بی صاحبی هستم

 و زیبا می بینمش نه انگونه که مینگرندش.

دیشب ها درد بی هم اغوشی مرا میکشت

 اما هنوز زنده ام

انچنان که به یاد بیاورم که زمانی انقدر عشق در درونم رسوخ کرده بود

که تمام روحم در اعماق اتاقم نفوذ کرده بود

 و دیروزها دیگر این طعم را نمی دهد و درد میکند اتاقم

و هرچه می ارایمش زخمش پیداست هنوز

 و من انگونه بیشتر دوست داشتمش

و انگار که اتاقم برای دلم دلتنگ شده باشد...

غریبگی میکند این روزها!

 طعم اریس به خود نمیگیرد.

و من بس غم بار بودم و به گمانم عادی شد

که این روزها مینگارمش به سادگی...

.

من که غم نمیخورم.

من هنوز هم دنیا را زیبا می بینم

 به ان دنیا کاری ندارم

 من این دنیا را هر زمان از نو میسازم

 نهایتا زور دنیا به من میچربد مگر بیشتر از اینست که نیست ؟؟!

و زمانی که خیلی خیلی خسته بشوم می نشینم

 قهر نمی کنم اما مسیرم را تغییر میدهم

و اگر به کام من نشود

 به کام دنیا هم نمیشود...

همیشه همینطور بوده و هست

اینکه زمانی احساس پیروزی دست میدهد

که رقیبی باشد

من که نباشم دنیا تنها میخندد

 اما من پشت لبخندی ملیح که کسی غمم نداند زندگی میکنم

 و لذت می برم از پیروزی هایم از باخت هایم

و مینویسم.

.

.............................................

فی البداهه لیلاترین مجنون

 

 

 

 

/ 45 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Drizzle

_____ (¯ `•✦.•´¯) _____ (_.•´/|\`•._) _______ (_.:._)__(¯`:´¯) __(¯`:´¯)__¶__(¯ `•.✦.•´¯) (¯ `•✦.•´¯)¶__(_.•´/|\`•._) (_.•´/|\`•._)¶____(_.:._)_¶ __(_.:._)__ ¶_______¶__¶¶ ____¶_____¶______¶__¶¶ ¶¶ _____¶__(¯`:´¯)__¶_¶¶¶¶ ¶¶¶¶ ______(¯ `.✦.•´¯)_¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶ ______(_.•´/|\`•._)¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶ _______¶(_.:._)_¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶ ¶_______¶__¶__¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶______¶_¶_¶¶¶¶(¯`:´¯)¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶(¯

بادصبا

دل ام کمی دختری میخواهد بی رو سری بی رو بنده دل ام کمی از ته دل خندیدن میخواهد بی خجالت بی نگاه هرزه دل ام کمی باد خوردن به موهایم میخواهد بی ترس بی استرس دل ام کمی دویدن در خیابان میخواهد بی حرف بی حدیث دل ام کمی نشستن کنار یار میخواهد بی نگاه بی تعصب دل ام فقط کمی دختری میخواهد ...

علی فلسفی

چارلی چاپلین لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا ، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ، با تمام سازهایت می رقصد ...

آلیس

عشق این است که جغرافیایی نداشته باشد و تو تاریخی نداشته باشی [قلب]

اشک سرخ

چایی را تلخ میخورم. حالم شبیه آسمان است. وقتی بزرگ میشوی دردهایت هم بزرگ میشود. و حریفهایت هم بزرگ آدمهایی که اسمهایشان هم منو میترساند ولی چه غم که مولای من علی است....

محمد

سلام خوبی؟ مرسی اومدی وبم وبت حرف نداره. ساده و شیک. خیلی خوشم اومد از وبت[قلب]

فرزام

سلام,صفحه زیبایی دارین,موفق بشین

آبان

محفل آریایی تان طلایی،دل هایتان دریایی،شادی ها تان یلدایی،مبارک باد این شب اهورایی...

reza

با سلیقه و زیبا[لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]